وقتی که قهری با من

ندیدنت آسون نیست

قصه غم می شی شنیدنت آسون نیست

به گمونم دل تو جای دیگس

دل تو پیش یه رسوای دیگس

دست نذاشتی دیگه تو دستای من

دستاتم عاشق دستای دیگس

با تو بودن واسه من نعمت بود

از تو گفتن واسه من عادت بود

همه حرفات واسه من آیه عشق

تنفست زمزمه رحمت بود

دل من مستی شو از مستی چشمای تو ساخت

تا به عشق تو رسید پرهیز شو پاک به تو باخت

می دونستی دل دیونه من عاشقت

عاشق با همه جون با همه تن عاشقت

اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم می اومد

می دونستی غزل و شعر و سخن عاشقت

حالا من هستم و تن رفته به باد

واسه من شعر و سخن رفته به باد

 من و وحشت تردید به عشق

به گمونم دل من رفته به باد

cartpostaleto.blogfa


 

نوشته شده توسط کاوه در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 17:12 موضوع | لينک ثابت