تبليغاتX
باران

باران

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه


 

نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 1:15 موضوع | لينک ثابت


/images/phone/sonyEricsson/k850/L/006real.gif

عکس عاشقانه

 

بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ،
نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،
اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن
بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،
اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ، قلبم تنها
خرابه ي وجود توست


 

نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 1:9 موضوع | لينک ثابت


عششششق

عکس عاشقانه

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست
 
                    عشق آن است که يکي براي ديگري چتري شود
 
                                          و او هيچ وقت نداند که چرا خيس نشد...!


 

نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 1:2 موضوع | لينک ثابت


.

+

=