درباره وبلاگ

فهرست اصلي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY
امشب از خواب خوش گريزانم
كه خيال تو خوشتر از خوابست
خيره بر سايه هاي وحشي بيد
مي خزم در سكوت بستر خويش
باز دنبال نغمه اي دلخواه
مي نهم سر بروي دفتر خويش
تن صدها ترانه ميرقصد
در بلور ظريف آوايم
لذتي ناشناس و رويا رنگ
مي دود همچو خون به رگهايم
آه ... گويي ز دخمه دل من
روح شبگرد

نوشته شده توسط کاوه در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 15:11 موضوع | لينک ثابت
هــم ترانه، هـم تــرانه
پر گرفتي بـــي بــهانه
رفتي و تنهام گذاشتي
وقـت هق هق شبـانه
********
تــو تنت، از جنس بارون
من تنم، خاکي و خسته
عمريه کـه قلب تنهـــام
دل بــه همت تــو بسته
********
من که از همه گسستم
پاي عشق تـــو نشستم
چشمامو وقف تــو کرد
دل به خلوت تــــو بستم
********
هم ترانه پس كجايي؟!
من كه مردم از جدايـي
دل شكسته و غــريبم
جون ميدم اگـــه نيايي!
.............................
هــم ترانه، هـم تــرانه
پر گرفتي بـــي بــهانه
رفتي و تنهام گذاشتي
وقـت هق هق شبـانه

نوشته شده توسط کاوه در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 14:51 موضوع | لينک ثابت
بيتو، مهتاب شبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همهتن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانهي جانم، گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت...

نوشته شده توسط کاوه در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 14:45 موضوع | لينک ثابت
مي گن خدا ابر رو به گريه در مياره تا گل بخنده پس هر وقت بارون اومد يادت نره بخند

نوشته شده توسط کاوه در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 14:28 موضوع | لينک ثابت
تو بهترین بهانه ای برای زنده بودنم قشنگ ترین ترانه ای برای از بر شدنم تو بهترین تبسمی که روی لبها میشینه بزرگترین ستاره ای که ماه ازش نور میگیره این تویی که با خنده هات قلبمو جادو میکنی با بودنت تو رویاهام شبامو رنگی میکنی با بودن کنار تو قشنگ میشه روز و شبا برای تو ساخته شده شمردن ثانیه ها برای دیدن توئه که ماه میاد تو آسمون پیش چشات کم میاره خورشید میاد به جای اون با دیدن چشای تو کم میارن باز نفسام یه رنگ قرمز می پاشه دوباره روی گونه هام با دیدن چشای تو دست و پامو گم میکنم با جمله های تکراری دوباره بازی میکنم با دیدن چشای تو یادم میره کیم کجام تو شهر چشمات گم میشم میرم تو باغ رویاهام آخه فقط چشای توست که مثل شب جادوئیه که مثل ماه تو آسمون قشنگیه زندگیه قلبمو افسون میکنی تو با تموم خوبیات با همه مهربونیات یادت نره جمله من: " دوستت دارم خیلی زیاد"
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 22:7 موضوع | لينک ثابت
زندگی زيباست نه در رويا...
بوسه زيباست نه براي هوس...
پرنده زيباست نه براي قفس...
دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 19:22 موضوع | لينک ثابت
غم غروب نگاهت نشست بر روحم.......بمان ستاره که بی تو بهار می ميرد
ميان دشت بنفشه کنار برکه عشق........برای شهر دلم انتظار می ميرد
دلم به وسعت الاله های غم سرخست......وجود ابی احساس پاک و بارانی ست
چگونه بی تو بمانم بدان.بهانه من
...............دلم هنوز به دست دل تو زندانی ست.......بدان که قصه احساس قصه ای نيلی ست
بيا وقصه او را دوباره باور کن
بجای هجرت و اندوه و بي قراری و درد
بيا و از سرت لطفت تو فکر ديگر کن
پرنده از غم هجران تو چه بايد کرد؟............دلم برای نگاهت بهانه می گيرد
دلم اگر بروی در خزان هجرانت..............چو يک کبوتر بی اب ودانه مي میرد
...........
نوشته شده توسط کاوه در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 12:57 موضوع | لينک ثابت
باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار
باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تــمـام شـعــرهــای دفـــتـرم
بر تمام واژه های انتظار
باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
برطـــلــوع اولــیـن دلـدادگــیــم
بر تمام خاطرات تلخ و تار
باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی
تـشــنگی ها خـسـتـگی ها را بـشـوی
بـــاز ای بـــاران بــبـــار
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 ساعت 3:26 موضوع | لينک ثابت
عاشقي؟ پس گوش كن ! بدان، عاشق به اميد عشقش زندست . بدان، يه عاشق،عاشق كشي بلد نيست . بدان، يه عاشق هرگز دروغ نميگه مخصوصاً به عشقش . بدان، اگه به كسي دروغ گفتي يعني اون رو كشتي . اگه عشقت رو دوست داري هرگز به اون قول نده. خجالت و غرور رو بذار كنار اگه دوسش داري بهش بگو ،به ساده ترين شكلي كه بلدي يا ميدوني كه ميفهمه كه دوسش داري كسي مي تواند به پاي عشق بميرد كه پيش از آن در زندگي پيش چشمانش مرده باشد
نوشته شده توسط کاوه در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 21:53 موضوع | لينک ثابت
خوشبخت ترین پسر کسیه که اولین عشق یه دختر باشه.
و خوشبخت ترین دختر کسیه که اخرین عشق یه پسر باشه
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 18:35 موضوع | لينک ثابت
دوست داشتن تو، Loving you is as natural
به سادگی دوست داشتن غروب، as loving sunsets
رنگین کمانها و بارانهای بهاری است، rainbows and Aprill showers
چه،همه وهمه از زیبایی سرشارند. For they are all simply beautiful.
__Stephen Taff

نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 18:10 موضوع | لينک ثابت

در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه میخندید
در گذرگاه آن لبان خاموش
شعله ای بی پناه می خندید
شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت:
باید از عشق حاصلی بر داشت
سا یه ای روی سا یه ای خم شد
در نهانگاه راز پرور شب
نفسی روی گونه ای لغزید
بوسه ای شعله زد میان دو لب!!
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 18:4 موضوع | لينک ثابت
.