درباره وبلاگ

فهرست اصلي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY
واي ، باران ،
باران،
شيشه ي پنجره را باران شست.
از دل من اما ،
چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربي رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
مي پرد مرغ نگاهم تا دور ،
واي باران ،
باران ،
پر مرغان نگاهم را شست.
خواب روياي فراموشيهاست!
خواب را دريابم،
که در آن دولت خاموشيهاست.
من شکوفايي گل هاي اميدم را در روياها مي بينم،
و ندايي که به من مي گويد:
گر چه شب تاريک است ، دل قوي دار ، سحرنزديک است
باران
شيشه پنجره را باران شست
نوشته شده توسط کاوه در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 19:29 موضوع | لينک ثابت
Without Love -- days are
"Sadday,
moanday,
tearsday,
wasteday,
thirstday,
frightday,
shatterday.. . so be in Luv everyday...
When time comes for u to give ur heart to someone,
make sure u select someone who will never break ur heart,
cuz broken hearts has never spare parts

I'm going to write on all the bricks I MISS U
and i wish that one falls on ur head,
so that u know how it hurts
when u miss someone special like u

Love is sweet poison: ..
Do not consume without your beloved's advise ..
and keep out of reach of children ..
and keep it in cool and dark place.

You are like the sunshine so warm,
you are like sugar, so sweet... you are like you...
and that's the reason why I love you

What I feel for you,is really true.
You got to know,I need you so.
When you are gone,I can't go on.
Can't you see, that you are the only one for me?

I believe that God above created u for me to luv.
he picked you out from all the rest cos
he knew id luv you the best!

You are always in my heart, here and everywhere,
There is no one in the whole world that makes me feel this way

Last night , thinking of u, one tear rolled out, i asked why r u out?
Tear said there is someone so beautiful in ur eyes, now there is no place for me

If I die and go to heaven, I put your name on a golden star.
So that all the angels can see how much you mean to me !! I love you

Do u know why God created gaps between fingers?
so that some who is very special to u comes and fills those gaps by holding your hands forever.
So come n hold my hands forever n I promise I'll never let u go.

When the night comes, look at the sky.
If you see a falling star, don't wonder why, just make a wish.
Trust me, it will come true, 'cause I did it and I found you!

نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 18:37 موضوع | لينک ثابت
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتیکه در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه
هر چی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه
ای که توئی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی میخوام میرسم
به هر چی میخوام میرسم

نوشته شده توسط کاوه در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 16:18 موضوع | لينک ثابت
اگه قلب من یه آسمون باشه اولین و تنها ستاره درخشانش تو هستی

نوشته شده توسط کاوه در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 16:12 موضوع | لينک ثابت
آنکس که دوستش داریم
هم حقی بر ما دارد
حتی اینکه دوستمان نداشته باشد
نوشته شده توسط کاوه در شنبه بیست و سوم تیر 1386 ساعت 23:3 موضوع | لينک ثابت
زندگی چقدر قشنگه با تو حتی تو بیابون
با تو بودن چه قشنگه اونم حتی زیر بارون
من وتو منواین دستای لرزون تو واون نگاه معصوم
زیر بارون تو زیارتکده ی عشق با دوتا نگاه افسون
یه نگاه روی زمین ویه نگاه خیره به جاده
یه دل پر اضطراب ویه نگاه منتظربی تابه بی تاب
یه نفر مثل ستاره اون یکی ساده ی ساده
نوشته شده توسط کاوه در جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت 1:32 موضوع | لينک ثابت
دلم خسته است ...
تنهایی بازم داره بازی در میاره بازم آرزوهای شیرینم رو با شیطنت قلقلک می ده...
گفته بودم چقدر از تنهایی می ترسم...
چشمام دیگه دلم و یاری نمی دن ....
دلم تنهاست ...
سخته آدم از دل خودشم خجالت بکشه
واسه یه قطره اشک که
همه دلتنگی ها رو بشو ره و ببره ...
چقدر التماسش کنم و جوابی نشنوم؟
اگه دلم واسه درداش دست به دامن
چشمام نشه پس غم شو رو شونه کی بریزه ...
یه روزی نوشتم: به خدا چشمها اشک را دوست دارند چون نگهبان دل اند
پس کو چشم های من چرا دست و دلباری نمی کنید چرا به داد دل نمی رسید ،
منم شکایت شما رو به خدا می کنم میگم اونجا که دلم شکست چشمام عین خیالشون نبود میگم اونجا که دلم تو گرداب تنهایی دست و پا می زد چشمهای من خوابیدن و به روی خوشون نیاوردن
ببینید چه ساده التماستون می کنم حالاکه خنده از روی لبام پرکشیده
حالا که غم تنهایی و دوری داره ذره ذره وجودمو آب می کنه
شما اگه نبارید دلم تو غصه هاش می میره
می بینی خیلی سخته آدم وام دار چشماش بشه
اشک نمی خوام ...
غصه نمی خوام...
حتی چشمای بی وفا رو هم دیگه نمی خوام...
دل داغون و دربه در رو هم نمی خوام...
فقط بهش بگید یکی اینجا این گوشه دنیا داره از غم نبودنش از غصه ندیدنش بال بال می زنه
بهش بگین اگه دیر بیای اگه یه روز نیای اگه دلخوشی صدات نباشه...
نذار چشمام بیشتر از این واسه دلم ناز بکنن ...
نذار دلم تو غصه هاش زنده به گور بشه ...
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 2:48 موضوع | لينک ثابت

Hargez tora faramoosh nakhaham kard
hata agar mara az yad bebary
va hargez az to ranjoor nakhaham shod
chera ke to ra doust midaram
divanehvar asheghat shodam
chera ke mehrabany ra dar vojoodat didam
ba cheshmanat vojoodam ra degargoon sakhty
va agar to naboody hargez ashegh nemishodam
Na to az eshghe man dast mikeshy
va na ghalbe man az eshghat rooygardan mishavad
sogand ke vojoode to dar sarneveshte man
neveshte shode ast
Agar ba mojeganat esharey koni farsangha rah
khaham peymood
chera ke shabe eshgh besyar toolanist
va ghalbam dar arezooye to misoozad
Angah ke az barabare dideganam door shavi
khorshide vojoodat penhan migardad
va abrhaye ghamo andooh ,mara dar bar migirand
va be donyaye ghariby mibarand
نوشته شده توسط کاوه در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 0:46 موضوع | لينک ثابت

دل شکسته
به که گويم غم اين قصه ي ويراني خويش
غم شبهاي سکوتو دل باراني خويش
گله از هيچ ندارم نکنم شکوه از او
که شدم بنده ي پابسته و سودائي خويش
به کدام گنه اين گونه مجازات شدم
همه دم نالم و سوزم ز پشيماني خويش
من از اين پس شده ام راوي و گوئم همه شب
غزل چشم تو وقصه ي هجران خويش
نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 19:11 موضوع | لينک ثابت

قفس
اين زندگي غم زده غير از قفسي نيست
تنها قفسي هست ولي هم نفسي نيست
اينقدر نپرسيد کجا رفت و کي امد
اشعار پراکنده من مال کسي نيست
اگه نظر ندی دیگه خیلی نامردیه
نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 19:9 موضوع | لينک ثابت
من که ميدانم در فراق تو شبي عمرم به پايان ميرسد
روزها در گذر است
دير يا زود موعد مرگم ميرسد
ان روز که من بار سفر را بستم
با مرگ عهد بسته ودر خلوتم نشستم
بر سنگ مزار من فقط اين را بنويس
بنويس که عاشق تنهاست
بنويس.............؟
نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 18:18 موضوع | لينک ثابت

نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 17:31 موضوع | لينک ثابت
.